قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3688

تاريخ الفي ( فارسى )

هريكى حصّهء خود را به قتل رساند . گويند در قسمت هريكى از مغولان بيست و چهار نفر خوارزمى رسيده بود و عدد سپاه مغول در آن‌وقت زياده از صد هزار بود . « 1 » و بعد از فتح خوارزم و خرابى آن ، جوچى با الوس [ خود ] به جانب قراقرم رفت و چغتاى و اوگتاى به راه هزار سف بازگشتند و آن را به يك دو روز مانند خوارزم خراب ساخته تمام مردم آنجا را به ضرب شمشير آبدار هلاك گردانيدند ، و شمار كشتگان آنجا را اهل تاريخ به واسطهء آنكه بيرون از حدّ شماره است و عقلا از شنيدن آن تنفّر نموده حمل بر گزاف مىكردند ، ننوشته‌اند . « 2 » و از جمله وقايع آنكه پادشاه جهانگير چنگيز خان از سمرقند كوچ كرده به نخشب آمد و از آنجا از راهى كه تيمور قهلقه « 3 » گويند ، متوجّه ترمذ شد . و از تيمور قهلقه ، تولوى خان را همراه ايلچيان كه از خوارزم آمده بودند - چنانچه قبل از اين مذكور شد - به جانب خراسان « 4 » فرستاد و ايشان را به ايلى و خراب ساختن حصار قلعه خواند . اهالى قلعهء ترمذ بنابر حصانت و استحكام كه يك باروى آن را از ميان جيحون برآورده بودند ، اعتماد نموده قدم از دايرهء اطاعت بيرون نهادند و شروع در جنگ كردند ، تا آنكه در روز پانزدهم شهر را جبرا و قهرا فتح نموده ، فرمود كه تمامى مردم را بكشند . پيرزنى گفت : « مرا مكشيد ، كه شما را مرواريدى بزرگ مىدهم . » او را گذاشته ، از وى مرواريد طلب داشتند . آن عورت گفت : « مرواريد را فرو برده‌ام . » فى الحال شكمش را دريده ، مرواريد را بيرون آوردند . و از اين جهت خلايق بيشمار را شكم‌ها دريدند . « 5 » و در اوايل سال ششصد و نهم از رحلت خير البشر « 6 » ، عنان عزيمت به صوب بلخ منعطف داشته ، بعد از سى و هفت روز ، كه هرروز با مردم [ 227 الف ] بلخ جنگ كرد ، شهر بلخ را نيز قهرا و جبرا فتح نمود « 7 » و حكم فرمود كه زن و مرد ، بزرگ و كوچك آن شهر را به قتل رسانند ؛ چرا كه در باميان پسرزادهء چنگيز خان از پسران چغتاى ، كه چنگيز خان او را از جميع فرزندان دوست‌تر مىداشت ، به قتل رسيده بود . بنابر انتقام آن ، اهالى بلخ را قتل‌عام كردند . و از جملهء وقايع اين سال است احوال سلطان جلال الدّين خوارزمشاه بعد از فوت پدرش در جزيرهء آبسكون مازندران . و مفصّل اين مجمل آنكه چون خبر گرفتارى حرم‌هاى سلطان

--> ( 1 ) . جامع التواريخ : عدد لشكريان مغول از پنجاه هزار افزون بودى . ( 2 ) . جهانگشاى جوينى ، ج 1 ، ص 101 . ( 3 ) . متن : تيمور قلعه . ( 4 ) . متن : خوارزم . ( 5 ) . حبيب السير ، ج 3 ، ص 23 ؛ جامع التواريخ ، پيشين ، ص 518 . ( 6 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر . ( 7 ) . گويند در اين زمان ، در مجموع شهر و روستاهاى بلخ ، در هزار و دويست جا اقامهء نمازجمعه مىشد و در شهر و نواحى آن هزار و دويست حمّام وجود داشت و قريب پنجاه هزار تن از سادات و مشايخ و موالى در بلخ بودند . - روضة الصفا ، ص 852 .